وقتي که ذهن ما را گول مي‌زند


روان‌شناسان شناخت‌گرا مي‌گويند «خطاهاي شناختي» آن‌قدر قدرت دارند که مي‌توانند حال و روز ما را سياه کنند.

«نه! حتما يه چيزي بود که به‌ام سلام نکرد... ببين من چقدر بدبختم که اينم ديگه به‌ام سلام نمي‌کنه!»، «همش دعوا، دعوا، دعوا؛ فايده نداره اين دوستي وقتي هميشه توش فقط دعوا باشه»، «چه فايده که به‌ام جايزه دادن و تقدير کردن؟ اينا فقط به خاطر منافع خودشون اين کارو کردن»، «نمره‌ام شده 16، من تو تمام اين 13 سالي که درس خوندم هميشه نمره‌ام از 17 بالاتر بوده، فاجعه است».

شايد شما هم وقتي حالتان بد بوده است، در مورد دوستانتان، خودتان و حتي جهان اين‌جور فکر کرده‌ايد. عده‌اي از روان‌شناسان به نام شناخت‌گرا‌ها معتقدند که شما به اين خاطر که حالتان بد است اين فکرها را نمي‌کنيد بلکه اين فکرها هستند که حالتان را بد مي‌کنند. آنها به اين فکرها مي‌گويند «خطاهاي شناختي» و چندين دسته از آنها را شناسايي کرده‌اند.

ذهن آدمي ‌پيچيده‌ترين پديده در آفرينش است. شايد به همين خاطر است که هر گروه از روان‌شناسان تنها توانسته‌اند به يک جنبه از ماهيت ذهن بپردازند. گروهي از آنها در مورد فرايندهاي عاطفي مثل غمگيني، شادي، ترس و ديگر هيجان‌هاي بشري مطالعه کرده‌اند و اين فرايندها را پايه ديگر کارهاي ذهن دانسته‌اند.

گروهي ديگر خودشان را راحت کرده‌اند و فقط آن چيزهايي که نمود فرايندهاي ذهني است و مي‌توانستند ببينند - يعني رفتارها- را مطالعه کردند. اما يک گروه ديگر هم هستند که در دهه‌هاي اخير خيلي سروصدا کرده‌اند. آنها از استعاره کامپيوتر براي مطالعه ذهن استفاده مي‌کنند.

کامپيوتر هم که مي‌دانيد کاري بلد نيست جز پردازش اطلاعات. اين گروه آخر از اساتيد که به روان‌شناسان شناخت‌گرا معروف هستند، معتقدند که پايه همه درد و مرض‌هاي رواني را هم بايد در همين پردازش‌هاي شناختي ذهن جست‌وجو کرد؛ البته پردازش‌هايي که از لحاظ منطقي غلط است.

روان‌شناسان شناختي که وقتي پا به کلينيک‌هاي روان‌شناختي گذاشتند اسمشان شد «شناخت درمانگر» به مراجعانشان مي‌گويند چيزي که آنها را ناراحت کرده است برداشت غلطشان از واقعيت است و نه خود واقعيت.

البته اين حرف را صدها سال پيش فيلسوفان رواقي زده بودند اما کساني که توانستند اين برداشت‌هاي غلط را طبقه‌بندي کنند، روي آن تحقيق کنند و با تغييرشان حال و روز مراجعانشان را عوض کنند، کساني نبودند جز شناخت‌درمانگران اواخر قرن بيستم.

زوج طلايي شناخت‌درمانگري؛ اليس و بك
شما هم اگر اهل مطالعه کتاب‌هاي ساده روان‌شناسي باشيد، در سال‌هاي اخير نام آلبرت اليس و آرون تي‌بک را روي جلد کتاب‌هاي ترجمه‌شده ديده‌ايد. اين دو که هنوز هم سر و مر و گنده دارند تحقيق مي‌کنند و بيمار درمان مي‌کنند، از شناخته‌شده‌ترين شناخت‌درمانگران دنيا هستند.

اليس آدم خوش‌مشربي است. اين را، هم مي‌شود از شوخي‌ها و حاضرجوابي‌هاي توي مصاحبه‌هايش فهميد و هم از اجزاي نظريه‌اش که به نام عجيب و غريب درمان «عقلاني عاطفي» مشهور است. آلبرت مي‌گويد کل اين بدحالي شما از يک زنجيره ساده ABC حاصل شده است. A همان رويداد‌هاست و C واکنشي که ما به رويداد‌ها نشان مي‌دهيم. تمام حرف اليس توي 2 تا چشم خالي حرف B خوابيده است. او مي‌گويد B  يا باورهاي ما ميانجي بين رويدادها و واکنش ما هستند. متوجه نشديد؟ به اين مثال توجه کنيد:

شبي  پنجره خانه شما ناگهان به هم مي‌خورد. اگر شما فکر کنيد دزد آمده است احتمالا مي‌ترسيد، حالت دفاع يا گريز - رويمان به ديوار- مي‌گيريد و در واکنش به آمدن دزد يک کاري مي‌کنيد. اما اگر بينديشيد که گربه ملوس توي کوچه امشب ترجيح داده به جاي پريدن روي اتومبيل همسايه و بيدار کردن همه اهل کوچه با صداي دزدگير، فقط شما را با صداي پنجره بيدار کند، شما به خواب ناز خود ادامه مي‌دهيد. البته باورها از اين فکرهاي ساده عميق‌ترند، اما نمودشان در ذهن، همين فکرها هستند.

آرون تي‌بک اما انگار کمي‌ از اليس پيچيده‌تر و باکلاس‌تر فکر مي‌کند. او مي‌گويد اين فکرهاي منفي که اليس مي‌گويد 3 نمونه‌اند: فکرهاي منفي در مورد خود، فکرهاي منفي در مورد جهان اطراف و فکرهاي منفي در مورد آينده. به اين 3 تا هم مي‌گويد: «سه‌گانگان شناختي». او بيشتر از بقيه بيماري‌هاي روان‌شناختي روي افسردگي  و «فرض‌هاي شناختي افسردگي‌زا» کار کرده است.

فرايندهايي که ما به آنها مي‌گوييم «تحريف يا خطاهاي شناختي»، بيشتر از نظريه بک گرفته شده‌اند.

10 نافرماني!

لازاروس يک کتاب دارد به نام «لطفا يک دقيقه اين 40 فکر سمي‌ را کنار بگذار». همان 40 فکر سمي‌ را هم مي‌توان با کمي ‌پس و پيش در اين خطاهاي شناختي جا داد. در واقع خطاهاي شناختي، الگوهايي هستند که ممکن است ما آنها را مرتب در ذهنمان تکرار کنيم بدون اينکه به غلط بودنشان واقف باشيم. اين فکر‌ها اگر زياد در ذهنمان تکرار شوند مي‌توانند ما را به افسردگي، احساس تنهايي، اضطراب، عزت نفس پايين و حتي پرخاشگري سوق دهند.

خاکستري وجود ندارد
 اولين نوع خطاي شناختي و شايد فراوان‌ترين نوعش، تفکر «همه يا هيچ» است. شايد شما هم با اين قانون فيزيکي آشنا باشيد، اما در دنياي روان‌شناختي انسان‌ها قانون سياه و سفيد مي‌تواند زندگي را به تيرگي بکشد. در ذهن کساني که از اين نوع خطاي شناختي استفاده مي‌کنند، يا موفقيت وجود دارد يا شکست، آدم‌ها يا خوبند يا بد، آدم يا خوشبخت است يا بدبخت. خاکستري وجود ندارد، نسبيت چرت است.

«من يا فلان ماشين را مي‌خواهم يا اصلا ماشين نمي‌خرم»، «يا گوشي فلان مدل يا هيچ نوع گوشي‌اي»، «آدم اگر مي‌خواهد برود مسافرت، بايد يک جاي درست و حسابي برود و يک هتل چند ستاره، وگرنه مسافرتش به درد نمي‌خورد»، «آدم اگر کاري ‌را مي‌گيرد يا بايد به بهترين نحو انجام بدهد يا اينکه قبول کند خراب کرده».

 باز هم بگويم؟ متاسفانه  ذهن ما شرقي‌ها پر است از جمله‌هايي که نمود اين خطاي شناختي‌اند؛ در صورتي که با کمي ‌منطقي فکر کردن، به اين جمله «ويرجينيا ستير» روان‌شناس خانواده مي‌رسيم که به زوج‌هاي جوان مي‌گفت: «همه و هيچ، کلماتي هستند که از دنياي اسطوره‌ها در ذهن ما جا مانده‌اند. آنها مال دنياي واقعي نيستند. آنها را تا مي‌توانيد به کار نبريد».

 تقصير من بود
 يکي ديگر از خطاهاي شناختي، ربط دادن وقايع عالم و آدم به شخص شخيص خودمان است. به يک طرف قضيه که منجر مي‌شود به خودشيفتگي‌هاي هذياني، کاري نداريم؛ اما طرف ديگر، آن است که مقصر تمام اتفاق‌هاي ناخوشايند اطرافمان را خودمان بدانيم. به اصطلاح روان‌شناس‌ها آدم‌هايي که از اين نوع خطاي فکري رنج مي‌برند، از «اسنادهاي دروني» زياد استفاده مي‌کنند، يعني علت وقايع را در درون خودشان جست‌وجو مي‌کنند نه عوامل بيروني.

«چرا من به‌اش نگفتم زمين سره؟ اينکه اون خورد زمين تقصير من بود»، «بچه‌ها چرت مي‌گن که سؤالات سخت بوده، من خنگم»، «چرا امروز اين‌قدر ناراحت بود؟ حتما من يه کاري کردم که ناراحت شده»، «تقصير من بود که اون مهمون زياد خوشحال نبود، من بايد بيشتر به‌اش مي‌رسيدم». در تمام مواقعي که اين فکر‌ها از سرمان مي‌گذرند، اگر کمي ‌منطقي باشيم درمي‌يابيم که چندين عامل مي‌تواند در به وجود آمدن يک اتفاق دخيل باشد و ما فقط يک عامليم.

 شکست کوچک وجود ندارد
کساني که اين خطاي فکري در ذهنشان وول مي‌خورد، انگار يک ذره‌بين تخصص‌يافته گذاشته‌اند جلوي ذهنشان و با آن ذره‌بين به وقايع نگاه مي‌کنند. گفتيم تخصص‌يافته، به اين خاطر که اين ذره‌بين، تنها موقعي کار مي‌کند که اتفاق ناخوشايند باشد يا بتوان اسم اتفاق را گذاشت «شکست». آنها از کوچک‌ترين شکست‌ها يک فاجعه ملي مي‌سازند! در نظر آنها نيامدن يکي از دوستان درجه پنجم، از آمدن همه دوستان درجه اول به جشن تولدشان مهم‌تر است.

موفقيت بزرگ وجود ندارد
 افرادي هم که از اين خطاي شناختي استفاده مي‌کنند، دوربين را چپه گرفته‌اند و دارند از ته دوربين به موفقيت‌هايشان نگاه مي‌کنند. به اصطلاح روان‌شناس‌ها آنها موفقيت‌هايشان را کوچک‌نمايي مي‌کنند.  «خب ارشد قبول شدم که شدم، مگه چه اتفاق بزرگي تو زندگي‌ام افتاده؟»، «ماشين خريدن هم شد موفقيت؟ حالا ديگه زير پاي بچه 15 ساله هم يه ماشين شخصيه». اينها نمونه‌هاي تفکر براساس کوچک‌نمايي موفقيت است.

 احساسش مي‌کنم؛ پس وجود دارد
 اين خطا از آن خطاهاست که فقط داورهاي ماهر مي‌توانند آن را متوجه شوند. اساس اين خطا اين است که احساس‌هاي منفي وجود دارند پس بايد يک واقعيت منفي هم در مقابلش وجود داشته باشد. «احساس گناه مي‌کنم پس حتما آدم بدي هستم!»، «احساس خشم مي‌کنم پس حتما يک بي‌انصافي در حقم شده است». مي‌بينيد چقدر ظريف و موذيانه؟

 به هر حسي بايد يک برچسب شخصيتي زد
 اصل اين خطا اين است که رفتارهايمان را به چيزي نسبت دهيم که کمتر تغييرپذير باشد. مثلا بعد از يک اشتباه به جاي اينکه به خودمان بگوييم اشتباه کردم، بگوييم «بازنده‌ام» يا «احمقم». يا فردي که از ما انتقاد مي‌کند را در ذهنمان  «ذاتا بددل» يا «ذاتا متکبر» بناميم. اين کلمات تغييرناپذير اگر زياد تکرار شوند ما باور مي‌کنيم که بازنده، احمق يا «درمانده» ايم.؛ چيزهايي که در زندگي واقعي، براي هميشه وجود ندارند.

 بايدها و نبايدها
تا بوده و نبوده اين بايست و نبايست‌ها و شايست و ناشايست‌ها هر وقت افراطي شده‌اند آدم‌هايي را به وجود آورده‌اند که آن‌قدر ايدئولوژيک فکر مي‌کنند که مي‌خواهند دنيا را با بايد و نبايدشان ويران کنند؛ نمونه‌اش همين طالبان. بايد و نبايد‌ها مي‌توانند با ما کاري کنند که ما يک ملاعمر در ذهنمان داشته باشيم و يک جورج بوش، و هيچ آدم تسامح‌طلبي اين وسط نباشد. بايد و نبايدها ديگران را هم بدجور اذيت مي‌کند. تصور کنيد يک نفر توي ذهنش پر از خطاي بايد و نبايد باشد و بخواهد بچه‌اش را نصيحت کند يا به زيردستش در اداره چيزي بگويد.

 هر چه سريع‌تر بهتر
کلا با شتاب قضاوت کردن براساس تفکر شهودي است و با تامل فکر کردن براساس منطق. کساني که بيش از حد شتابزده‌اند، فوري ذهن طرف مقابلشان را مي‌خوانند، البته به غلط؛ يا در مقام اراسموس قرار مي‌‌گيرند و پيش‌بيني‌هاي منفي را به سرعت رديف مي‌کنند. آن کارتون را که يادتان هست؛ «من مي‌دونم خراب مي‌شه».

 نگاه از زواياي تاريک
 کساني که اين‌گونه مي‌انديشند بيشتر، تجارب منفي روزمره در ذهنشان مي‌‌ماند تا تجربه‌هاي مثبت. روان‌شناس‌ها به اين خطا مي‌گويند «انتزاع گزينشي».  اين آدم‌ها اگر چيزهايي را که در روز بر آنها گذشته است و حس‌هايي را که داشته‌اند بنويسند، درمي‌يابند که اوضاع آن‌قدر‌ها هم خراب نيست.

‌نتيجه گرفتن بدون دلايل کافي
اين خطا هم از جنس خطاي نهم است. فردي که از اين نوع خطا که نامش هست «استنباط دلبخواهي»، رنج مي‌برد بدون اينکه دلايل کافي داشته باشد يکهويي نتيجه مي‌گيرد. مثلا يک دانشجوي انترن وقتي که مي‌بيند رئيس بيمارستان يک اطلاعيه زده که «تمام بيماراني که يک‌بار توسط انترن‌ها ويزيت شده‌اند، بايد دوباره توسط رزيدنت‌ها ويزيت شوند»، نتيجه مي‌گيرد که رئيس بيمارستان اعتقادي به کار ما ندارد.


[ تاریخ ارسال مطلب: سه شنبه، 30 بهمنماه 1386 ] [ منبع اصلی ] [ نسخه چاپي اين مطلب ] [ تعداد بازدید : 103 ]

5 مطلب اخیر مرتبط با این موضوع:
خودپنداره و احساس ارزشمندي
وقتي که ذهن ما را گول مي‌زند
چه کسی پنیر مرا قورت داد؟
روابط خانوادگی کلید شادی جوانان
افسردگی بدترین بیماری مزمن است


برای بحث و تبادل نظر در خصوص این مقاله و مقالات مرتبط به انجمن گفتگوهای بیرتک وارد شوید.



مجله خانوادگي:
آموزش آشپزی بهداشت و نگهداری مواد غذایی خانه و خانه داری ازدواج و خانواده آرايش و زيبایی مد و روشهای زندگی تناسب اندام و رژيم غذايي بهداشت و سلامتي

تخصصی:
اسرار موفقيت مديريت و برنامه ریزی کسب و کار و تجارت فرهنگ، ادب و هنر دنياي پزشکي و بيماريها نکات جالب روانشناسی جامعه و زندگي اجتماعي ترفندهای کامپيوتر و اينترنت دنیای گوشیهای موبایل

سرگرمی:
دنیای طنز و خنده گالری عکس بازیگران هالیوود گالری عکس بازیگران هندی گالری عکس خوانندگان عربی گالری عکس بازیگران ایرانی گالری عکس ایران تصاوير ديدني گالری عکس انواع ماشين وبگردي و لينکدوني بازیهاي آنلاين فلش فال و طالع بيني کليپهای تصويري نوا نمای ترانه های فارسی بخش موسيقی و ترانه موسیقی آنلاین ایرانی دانلود جديدترين نرم افزارهای روز دنیای سينما و سينما گران تازه های فناوری اطلاعات و ارتباطات مطالب گوناگون و جالب

وب سایت بیرتک:
درباره بيرتک ارتباط با بيرتک تبليغات در بيرتک وبلاگ بیرتک انجمنهای گفتگوی بيرتک خدمات وب بيرتک لینک به بيرتک دایرکتوری وبسایتهای فارسی بیرتک

Google
site statistics
 
 
 
 

کلیه حقوق برای بیرتک محفوظ است.استفاده از مطالب سایت فقط با ذکر منبع مجاز می باشد.

Azeri Blog | Turk Blog