صلاحيت زدايی در قلمرو ICT


 سوای از دست آوردهای فناوری اطلاعات و ارتباطات، مهمترین پیامد نگران کننده آن، "از رده خارج نمودن" بسیاری از قابلیت ها و ایجاد نیاز به صلاحیت های مرتبط با  ICT است. این مسئله نه تنها در کشورهای در حال توسعه، بلکه در چهارچوب اتحادیه اروپا، آمریکای شمالی و دیگر کشورهای صنعتی نیز بصورت یک معضل درآمده است؛ اما بنظر برخی، در این رابطه، هیچ ابزار معتبری برای ارزیابی و اندازه گیری وسعت "کمبود صلاحیت" وجود ندارد. با وجود این، یک موسسه تحقیقاتی با نام "انستیتو آی.دی.سی[1]" معتقد است که در سال 2000 میلادی، کمبود صلاحیت در زمینه  ICT در اروپای غربی تقریباً معادل 2/1 میلیون شغل بوده است، که این رقم تا سال 2003 به 7/1 میلیون رسیده است.

 الف – هشداری برای مدیران ایرانی
امروزه در کشورهای غربی، بویژه اروپا، این زمزمه وجود دارد که برای کاهش بحران کمبود صلاحیت، می بایست قوانین ضد مهاجرت را تعدیل نمود تا بتوان از فرار مغزها از کشورهای در حال توسعه (بویژه آسیا) برای جبران کمبود صلاحیت در اروپا، بهره گرفت.
متاسفانه در کشور توجه ویژه و بایسته ای برای جذب و حمایت از متخصصین این حوزه به عمل نمی آید و غفلت از این امر مهم، بستر مناسبی برای کشورهای مقصد خواهد بود که از تربیت شدگان این سرزمین بهره مند شوند و این جریان با منافع ملی بیگانه می باشد، چرا که در آینده ای نه چندان دور، ایران همچنان "دست به دامن" کشورهای غربی و حتی عربی خواهد شد، بجای "تولید کننده بودن" نفت فروشی نموده و در زمره مشتریان ICT باقی خواهد ماند.
با توجه به رشد روزافزون جذب متخصصین توسط کشورهای مقصد و همینطور رشد ICT و ضرورت همگرایی در نظام اطلاعات شرکتهای بزرگ دولتی و  خصوصی، می توان چند فرضیه - در ارتباط با بازار کار – ارائه نمود.

 ب – طرح سه فرضیه در ارتباط با بحران صلاحیت
با توجه به موارد فوق می توان گفت که وضعیت "بحران صلاحیت" در آینده و در اشکال مختلف ادامه خواهد داشت.

1)    فرضیه اول: نظریه جذابیت بازار کار و محیط اجتماعی کشورهای اروپای غربی، کانادا و آمریکا و حتی حوزه خلیج فارس، اغلب کسانیکه صلاحیت و دانش فنی آنها مورد تایید بازار کار این کشورها می باشد، مهاجرت خواهند نمود و کسانیکه از صلاحیت های سازگار با ICT برخوردار نیستند، به مشاغل پایین تر و با سطح دستمزد کمتر رجوع خواهند کرد. در این شرایط لازم است تا دولت با دخالت غیرمستقیم و بسترسازی در حوزه اقتصادی و اجتماعی، زمینه بازآموزی و " به روز نمودن " صلاحیت اینان را فراهم آورد.

2)    فرضیه دوم: بازار کشورهای غربی، با توجه به پرورش نیروی انسانی در غرب و مهاجرت های اولیه (در سالهای آینده نزدیک) اشباع شده، متخصصین ایرانی ICT، با موفقیت در بازار داخلی جذب خواهند شد. کسانیکه دارای صلاحیت مرتبط با این فناوری نباشند، ممکن است، بدلیل پیدایش عوامل مختلف پیش بینی نشده و گزینه های جدید، دورنمای نوینی در مقابل ببینند و از مشاغل و سطح حقوق و دستمزد بایسته و شایسته برخوردار شوند.

3)    فرضیه سوم: بازار کشورهای دیگر اشباع شده، کسانیکه از صلاحیت مرتبط با ICT برخوردار هستند، در بازار داخلی موفق خواهند بود و اما دیگران کار متناسب با منزلت و شان حرفه ای خود نخواهند یافت. در چنین شرایطی بایسته است تا دولت با بهره گیری از NGO ها، اتحادیه های کارگری، کارمندی و صنفی، زمینه بازآموزی و " به روز نمودن " صلاحیت شهروندان طالب کار را فراهم آورد.

ج – نسل سوخته ICT
براساس یک تحقیق که توسط جمعیت آمریکایی مدیریت[2] و در سال 1994 صورت گرفته است اقتصاد جهانی، به دلیل تغییرات مهم ساختاری، همچنان رشد خواهد داشت؛ در چنین شرایطی کاهش پرسنل یک پدیده استثنایی نیست، بلکه مدل زندگی سازمان ها و بنگاهها می باشد". این تحقیق نشان می دهد که "بازماندگان" ICT، که عمدتاً از کارخانه ها خواهند بود، شامل کارگران، مدیران میانی، سرپرست خدمات و حتی متخصصین می باشند، بطوریکه از میان کارگران، آنان که برای مشتری ارزش افزوده ایجاد نمی کنند، همراه با بخشی از کارکنان دفتری قربانی خواهند شد.

در بخش دولتی، یعنی جائیکه "خدمات عمومی" ارائه می گردد، " نتایج این تحولات برای مستخدمین بسیار حیرت آور است، چرا که در این بخش تعداد پست های بدون تولید ارزش افزوده بسیار زیاد است؛ ..." (2).
نظر نگارنده، این سطور بر این است که این وضعیت از میان یک نسل قربانی هایی می گیرد که شاید بتوان نام آنها را "نسل سوخته ICT" نهاد: در این مرحله فرضیه اول به احتمال قوی تحقق خواهد یافت؛ بعلاوه اثرات روانی و جامعه شناسانه شرایط کار موجب برانگیختن احساسات "خود کوچک بینی" و انفعال در میان این افراد خواهد شد. از سوی دیگر رشد جمعیت و ورود جوانانی به بازار کار که از صلاحیت مرتبط با ICT برخوردار هستند، شرایط نسل قربانی را بهتر نخواهد نمود. بطوریکه ثبات و امنیت شغلی، که در سالهای بعد از جنگ جهانی دوم مورد افتخار و تاکید دولت های طرفدار رفاه بود، به بی ثباتی، و پیدایش روزافزون "مشاغل موقت" تبدیل شد. این وضعیت یک پدیده تقریباً اجتناب ناپذیر جهانی است، که لیبرالیسم لجام گسیخته اقتصادی سهم چندانی در تسکین آن ندارد، مگر اینکه نیم نگاهی به رویکرد "بدیل جهانی شدن"[3] داشته باشیم.

 [1] International Data Corporation (I.D.C)
[2] American Management Association (AMA)
[3] Altermondialisme


[ تاریخ ارسال مطلب: سه شنبه، 16 آبانماه 1385 ] [ منبع اصلی ] [ نسخه چاپي اين مطلب ] [ تعداد بازدید : 535 ]

5 مطلب اخیر مرتبط با این موضوع:
مدیریت تحول سازمانی
قدرت انتقـاد سـازنده
اخلاق در حوزه ی عمومی
جایگاه منابع انساني در مدل توسعه دانايي محور
تصوير ذهنی و خودانگاره ی سازمان


برای بحث و تبادل نظر در خصوص این مقاله و مقالات مرتبط به انجمن گفتگوهای بیرتک وارد شوید.



مجله خانوادگي:
آموزش آشپزی بهداشت و نگهداری مواد غذایی خانه و خانه داری ازدواج و خانواده آرايش و زيبایی مد و روشهای زندگی تناسب اندام و رژيم غذايي بهداشت و سلامتي

تخصصی:
اسرار موفقيت مديريت و برنامه ریزی کسب و کار و تجارت فرهنگ، ادب و هنر دنياي پزشکي و بيماريها نکات جالب روانشناسی جامعه و زندگي اجتماعي ترفندهای کامپيوتر و اينترنت دنیای گوشیهای موبایل

سرگرمی:
دنیای طنز و خنده گالری عکس بازیگران هالیوود گالری عکس بازیگران هندی گالری عکس خوانندگان عربی گالری عکس بازیگران ایرانی گالری عکس ایران تصاوير ديدني گالری عکس انواع ماشين وبگردي و لينکدوني بازیهاي آنلاين فلش فال و طالع بيني کليپهای تصويري نوا نمای ترانه های فارسی بخش موسيقی و ترانه موسیقی آنلاین ایرانی دانلود جديدترين نرم افزارهای روز دنیای سينما و سينما گران تازه های فناوری اطلاعات و ارتباطات مطالب گوناگون و جالب

وب سایت بیرتک:
درباره بيرتک ارتباط با بيرتک تبليغات در بيرتک وبلاگ بیرتک انجمنهای گفتگوی بيرتک خدمات وب بيرتک لینک به بيرتک دایرکتوری وبسایتهای فارسی بیرتک

Google
site statistics
 
 
 
 

کلیه حقوق برای بیرتک محفوظ است.استفاده از مطالب سایت فقط با ذکر منبع مجاز می باشد.

Azeri Blog | Turk Blog