بیرتک: مجله اينترنتي خانوادگي ايرانيان
عنوان:احساسات، ذاتي يا اكتسابي
http://www.birtak.com/medic/id/007302.php
منشا و سرچشمه ناكامي‌ها، ترس‌ها و احساسات عاشقانه او كجاست؟ آيا انسان با همه اين احساسات به دنيا مي‌آيد، يا به مرور زمان آنها را ياد مي‌گيرد؟ آيا احساسات انسان با رشد و يادگيري‌هاي بيشتر او پرورش يافته و گسترش مي‌يابند؟
تحقيقات نشان مي‌دهد كه احساسات از كودكي تا بلوغ پيوسته در حال رشد و توسعه هستند كه قسمتي از آن به خاطر رشد و توسعه سيستم عصبي مركزي بدن است اما برخي از واكنش‌هاي احساسي ذاتي هستند، گرچه تا رسيدن فرد به مرحله خاصي از زندگي خود، آشكار نمي‌شوند اما تحقيقات نشان مي‌دهند كه بسياري از واكنش‌هاي احساسي از طريق تجربه كسب مي‌شوند. با توجه به طبيعت پيچيده احساسات انسان، تعجب آور نيست كه رشد و توسعه آنها هم پيچيده باشد. نوزاد تازه به دنيا آمده، موجودي بيچاره و رشدنيافته است كه بيشتر از شيرخوردن و در جاي خود تكان‌خوردن، گريه كردن در مواقع گرسنگي و ناراحتي و خوابيدن كاري نمي‌تواند انجام دهد اما اگر با انداختن نور يا به صدا درآوردن زنگ، كودك را وحشت زده كنيد، ممكن است باعث گريه‌كردن او شويد. نوزاد تازه به دنيا آمده نسبت به درد، ناراحتي يا محرك‌هاي تكان دهنده، واكنش نشان مي‌دهد، اما عكس‌العمل‌هاي او غيرقابل كنترل و كلي هستند. در واقع، زندگي احساسي نوزاد شامل درجات كمي از راحتي و ناراحتي است.
نوزاد هرچه بزرگ‌تر شده و رشد مي‌كند، ياد مي‌گيرد كه چطور با افراد و اشياي ديگر در پيرامون خود ارتباط برقرار كند و تعداد واكنش‌هاي احساسي او افزايش مي‌يابد. وقتي به پنج ماهگي مي‌رسد، نوزاد مي‌تواند نشانه‌هايي از احساسات خوشايند و ناخوشايند از خود بروز دهد كه شامل اندوه، ناراحتي و حتي عصبانيت نيز مي‌شود. احساس شادي و خوشحالي در سن سه ماهگي به خوبي ديده مي‌شود اما اكثر نشانه‌هاي عشق و دوستي تا سن 10 يا 11 ماهگي بروز نمي‌كند.
همراه با يادگيري تكان دادن دست و پا و راه رفتن، كودك بايد از نظر روانشناسي هم قادر به تجربه احساسات باشد، قبل از اينكه اين احساسات با آموزش اصلاح شوند.
شرطي‌سازي كلاسيك
روانشناسان دريافته‌اند كه يادگيري برپايه دو فرايند اصلي استوار است. يكي از انواع يادگيري، شرطي‌سازي كلاسيك است كه در آن يك اتفاق يا محرك با پاداش يا تنبيه دنبال مي‌شود. از اين طريق است كه چهره و صداي مادر براي كودك مفهوم عشق و شادي را تداعي مي‌كند، چون اوست كه غذا و راحتي را براي او فراهم مي‌كند.
احساسات منفي نيز به همين طريق ياد گرفته مي‌شوند. اگر كودك چندين مرتبه توسط سگ گاز گرفته شود يا بترسد، اين‌گونه حيوانات براي او مفهوم ترس و درد را تداعي مي‌كنند و از همان زمان ترس از اين حيوانات در وجود كودك شكل مي‌گيرد.
شرطي‌سازي كنش‌گر
نوع دوم يادگيري شرطي‌سازي كنش‌گر يا عامل ناميده مي‌شود كه در آن فرد ياد مي‌گيرد كارهايي را انجام دهد كه از طرف محيط اطرافش، پاداش فراهم كند و كارهايي را كه تنبيه و مجازات به همراه دارد، انجام ندهد. مثلاً، اگر وقتي نوزاد گريه كند، مادر به سراغ او بيايد و گهواره‌اش را تكان دهد تا او
آرام گيرد، به او ياد خواهد داد كه عمل گريه‌كردن با توجه و مراقبت مادر همراه خواهد بود. به همين دليل، كودك براي جلب توجه مادر بيشتر گريه خواهد كرد.
ما هر روز رشد مي‌كنيم و تجربيات جديدي به دست مي‌آوريم. با خواندن، تماشاي تلويزيون، ارتباط با ساير مردم و از اين قبيل كارها، آموزش مي‌بينيم و چيزهاي جديد ياد مي‌گيريم. اين يادگيري‌ها بر احساسات ما تاثير مي‌گذارند. اگر انساني به ما محبت كند، دوستمان بدارد و كارهاي مثبتي براي ما انجام بدهد، از طريق شرطي‌سازي كلاسيك
ياد مي‌گيريم كه آن فرد را با احساسات مثبت پيوند دهيم و برعكس اگر كسي با ما بدرفتاري كند، در ما احساسات منفي را تداعي خواهد كرد.
به عبارت ديگر، واكنش‌هاي احساسي ما نه تنها به رشد و يادگيري‌هاي ما بستگي دارد، بلكه با چگونگي احساس ما در آن لحظه نيز ارتباط مستقيم دارد. عكس‌العمل‌هاي احساسي ما در برابر محرك‌هاي مختلف، متفاوت است و بستگي به عواملي دارد كه در آن لحظه بر ما تاثير مي‌گذارند.


کليه حقوق برای بيرتک دات کام محفوظ است.