عنوان:يادداشتى بر نقاشى هاى شيرين پيله ورى
http://www.birtak.com/farhangohonar/id/006914.php
شيرين پيله ورى، تعدادى از نقاشى هاى خود را در نگارخانه هفت ثمر به نمايش گذاشته است.
پيله ورى با جذابيت و افسون طراحانه اش به آرايه هاى تجسمى نقاشى هايش استحكام مى بخشد.
آثاراين نقاش، گزارش هايى تصويرى از مفاهيمى هستند كه ذهن او را به خود مشغول داشته اند: اجراى واقع نمايانه همراه با تعابير ذهنى او، نوعى ابهام دلپذير كه در مقابل نگاه مخاطب آشكار و پنهان مى شود... آثارى كه گاه به يك قطعه سونات موسيقى مى مانند.
شيرين پيله ورى از روش كنار هم چيدن عناصر، فضاها و اشكال استفاده مى كند. او اين روش از بيان تصويرى را از فضاسازى هنر ايرانى استخراج كرده است.
همسازى درونى اين آثار با ذائقه تصويرى هنر ايرانى، بيش از آن كه نوعى گرته بردارى به حساب آيد، يك خويشاوندى حسى و ذهنى است.
انسجام و فصاحت در بيان نقاشى هاى شيرين پيله ورى، ريشه در چيدمان عالمانه اى دارد كه وجه بارز آثار اوست.
ساختار هندسى تابلوهاى اين نقاش به گونه اى است كه با حذف مثلاً فيگورهاى انسانى، درخت، گل، يا ... هيچ لطمه اى به ارزش آنها وارد نمى شود.
پيله ورى توانسته است به ظرفيتى در پرداخت آثارش برسد كه با هر تغيير ديدگاه بتواند فرم متناسب با آن تغيير را به سرعت كشف كند. بيان اين نكته نياز به توضيح دارد:
ـ او با تأكيد بر فيگورها، درخت ها و فضاهاى رئاليستى اش، مى تواند به يك «رئاليسم شاعرانه» نزديك شود.
ـ با حذف فيگورها، درخت ها و فضاهاى رئاليستى اش و تأكيد بر ضرباهنگ قلم و توزيع سطوح، رنگ ها، بافت و تركيب بندى هاى هوشمندانه اش، مى تواند به پردازشى «انتزاعى» دست پيدا كند.
ـ با تمركز چهره پردازى و پرداختن به حس و حال چهره هاى انسانى اش، قادر است به يك «اكسپرسيون» مطلوب و تأثيرگذار دست پيدا كند.
ـ با به كارگيرى خطوط رقصان و رنگ هاى برگرفته از هنر ايرانى، نوعى هنر مشابه نقاشى سقاخانه را بازآفرينى كند.
شيرين پيله ورى، اما به شدت هسته هاى يك موج انتزاعى را در پس و پشت آثارش نهفته دارد.
حاصل آن كه، گام هاى بعدى در كنترل اوست. همه چيز به روحيات او مربوط مى شود:
«آرمانگرايى»، «واقع نمايى»يا «انتزاع خالص و ناب».
بودن در چنين وضعيتى همانقدر جاه طلبانه است كه مى تواند خطرناك نيز باشد. او حالا ديگر كمتر نيازمند مهارت هاى اوليه و تمرين هاى پايه است ... پيله ورى اكنون به نگاهى ناب و لحنى انحصارى محتاج است. او دوران شكل گيرى اش را سپرى كرده و در آستانه دستيابى به فرديتى است كه به تعادل و تشخص هنرى او منجر خواهد شد.
انسان گرايى رؤياگونه او با رنگ هاى درخشان، شور نقاشانه اش را كامل مى كند.
بينش اين نقاش از تصاويرى جان مى گيرد كه نتيجه غور در تاريخ هنر است. آثارش به چراغى مى مانند كه از روغن تاريخ مايه گرفته و با قواى تخيل او روشنى مى گيرند.
پيله ورى با هر اثرش به بينشى گواهى مى دهد كه فقط با سمفونيك كردن عناصر و اشكال مورد نظرش، تحقق پيدا مى كند.
او از آن دسته از هنرمندان نيست كه با جهشى غيرمنتظره به چيزهايى غيرمتعارف دست پيدا كند. او با حركتى منظم و با بهره گيرى از صبر و تأنى، رفتار روبه گسترش خود را در اعماق پى گرفته و آنچه كه به دست مى آورد را با همه وجود به دست مى آورد!
شيرين پيله ورى طرز فكر و احساسى را كه انسان نوين در خود و محيط اش دارد به زبان نقاشى عرضه مى كند.
مسأله مهم و محورى در كارهاى اين نقاش، به تلقى جديد از مفهوم واقعيت مربوط مى شود. بارقه هايى از واقعيت هاى نو، به درون آثارش راه يافته و از او نقاشى ساخته كه تلقى هاى نوين انسانى، شامه تيز تصويرگرانه اش را به كار مى اندازد.
هنر اين نقاش در تجسم صورى اعتقادهاى او خلاصه مى شود. شيرين پيله ورى، به چيزهايى فراتر از فن نقاشى دلبستگى دارد، چيزهايى كه حضور خود را به نقاشى او ديكته مى كنند و شايد اجازه ورود به تجربه گرى هاى تجسمى ناب را از او سلب مى كنند.
از چنين منظرى، مى توان پى برد كه چرا اين نقاش چندان بر عنصر «شهود» نمى پردازد.
انگيزه نقاشى كردن براى او بيشتر در سوداى نمايش انديشه هايى است كه هر چه باشند، اما انديشه هاى ناب نقاشانه نيستند.
به عبارت ديگر، پيله ورى به برخى «معنى ها» و «يعنى ها» اجازه مى دهد تا بر فرم تابلوها و حساسيت تصويرى اش سايه بيفكنند.
نقاشى در دستان او همچون تيغى دودم است كه به واسطه آن هم بيانيه هايى زيباشناسانه اش در وصف انديشه هاى ـ عمدتاً زنانه اش ـ را عرضه مى كند؛ و هم سرزمينى فراخ و دلگشاست كه شوق نقاشانه اش را در آنجا مى پروراند.
شيوه كار شيرين پيله ورى به گونه اى است كه چه باسواد، چه بى سواد، چه با فرهنگ و چه عامى با آن رابطه برقرار مى كنند و با اطمينان خاطر آن را مى پذيرند ... زيرا مى توانند چهره، منظره يا هر تصوير ديگرى را در آن بازشناسى كرده و آن را با خود و جهان اطراف خود مقايسه كنند.
دقت تصويرى، يا شباهت اطمينان بخش يا باوركردنى با دنياى آشنا، براى مخاطب عام، معيار اصلى داورى در مورد اصالت يا مزيت هر اثر هنرى است. شيرين پيله ورى با آگاهى از چنين امرى، سطح اثر و حد زيبايى شناسى اش را تعيين مى كند تا بتواند تأثير مطلوب خود را بر هوش و حواس مخاطب حفظ كند.
او با مراعات اين نكته كه نشان دهنده تعهد انسانى و اجتماعى هنرمند است، در واقع مانع پرگشايى هاى خالص نقاشانه و كسب فضاهاى ناب تجسمى در روند تكامل آثار خود مى شود.
شيرين پيله ورى، به تابلوى نقاشى به عنوان يك سند قابل رجوع و فرصتى كه برشى از لحظه، نور و منظره را به طور ثابت در اختيارش مى گذارد، مى نگرد.
آثار اين نقاش، از نيروى پايدارى بسيار بى همتايى برخوردارند، نيرويى كه «رئاليسم شاعرانه» همواره حامل آن بوده و هست و هرگز كهنه نمى شود.