بیرتک: مجله اينترنتي خانوادگي ايرانيان
عنوان:بررسى آزمون تورينگ در فلسفه ذهن
http://www.birtak.com/farhangohonar/id/003976.php
 امير مهدى بخشى زاده
موضوع فلسفه ذهن بحث از حالات ذهنى و ارتباط آنها با امور فيزيكى است. اين بدان معنا است كه در فلسفه ذهن از ماهيت ذهن بحث نمى شود. درگيرى با تعريف ذهن به نوعى درگيرى با مابعدالطبيعه و شناخت شناسى است كه امروزه كنار گذاشته شده است. پيدايش فلسفه ذهن به دكارت باز مى گردد. در قرن هفدهم با متمايز خوانده شدن دو جوهر جسم و ذهن از سوى دكارت ديدگاهى در فلسفه ذهن با عنوان دوگانگى ذهن و بدن شكل گرفت. مبناى دكارتى براى اين تمايز شهود عقلانى اول شخص بود. بعدها بانقدهاى پوزيتويستى و آزمون تحقيق پذيرى كه اهميت بيشترى به ديدگاه سوم شخص براى قضاوت در مورد پديده ها مى داد ديدگاه دكارتى كنار گذاشته شد. از سوى ديگر مأيوس شدن از پالايش علمى فرايند درونى ذهن ظهور رفتارگرايى را تصريح كرد. در رفتارگرايى به فرايندى كه در ذهن مى  گذرد چندان پرداخته نمى شود. بلكه به رفتار ارگانيسم ذهن دار يا برون داد ذهن توجه مى شود. هر چند رفتارگرايى روانشناسانه واتسون، پاولوف و ئوراندايك در پيدايش اين ديدگاه بى تأثير نبوده است، اما كسانى مثل ويليام جيمز و گيلبرت رايل نيز به لحاظ فلسفى حامى اين ديدگاه شناخته شده اند. در اين ديدگاه ذهن براساس رفتارهايى كه به شكل عمومى و منطقى قابل مطالعه اند تفسير مى شود. رفتارگرايى در حالت بسيار حاد خود منجر به ظهور ديدگاه جديدى به نام نظريه همسانى ذهن و بدن شد. به اين معنى كه اگر حالات ذهنى در يك موجود زنده بسته به نوعى حالت مغزى - عصبى دارد، در اين صورت ساختار ذهن دقيقاً متكى بر ساختار فيزيكى خواهد بود. وجود چنين ساختارى لازمه ذهن و ذهنيت لازمه وجود ساختار فيزيكى است. اين ديدگاه در بطن خود تحويل به فيزيك يا فيزيكاليسم را دارد. اين ديدگاه نقطه مقابل ديدگاه دكارت است. به دليل اعتراضات وارد به نظريه همسانى، كاركردگرايى در فلسفه ذهن ظهور پيدا كرد. ايده اصلى ظهور كاركردگرايى همانا ايده امكان قابليت تحقق چندگانه خواص ذهنى است. اين امكان مخالف اين اصل فيزيكاليسم نوعى است كه هر چيزى كه از خود خواص ذهنى  نشان مى دهد بايد سيستمى فيزيكى مثل يك ارگانيسم زنده باشد ايده امور ذهنى دلالت بر ذهنيت مى كند. اما جهان طورى تلقى مى شود كه فقط نظام هاى فيزيكى مى توانند خواص ذهنى را واقعيت و تحقق بخشند، بنابراين ذهن حتماً بايد صورت خارجى و مادى داشته باشد. اين بيان اخير دلالت بر امكان تحقق چندگانه خواص ذهنى است. چنانچه امكان تحقق خواص ذهنى پذيرفته شود، نوع ذهن يك نوع على - كاركردى خواهد بود به عبارت ديگر هر كاركرد، يك نقش على معين را ايفا خواهد كرد. كاركردگرايى ديدگاهى است كه ماشين تورينگ را به طور گسترده در تحليل هاى خود مورد استفاده قرار داده است. اولين روايت كاركردگرايى كه كاركردگرايى ماشينى ناميده مى شود با بحث در مورد ماشين تورينگ آغاز مى شود.
نگاهى به رياضيات ماشين تورينگ:
ماشين تورينگ و به طور دقيق تر ماشين هاى تورينگ، دستگاه هاى مجردى هستند كه به روش رياضى دقيقاً تعريف شده اند تا چگونگى شيوه هاى محاسباتى خاصى را نشان دهد. مقصود تورينگ از اصطلاح ماشين تقليل محاسبات به ضرورى ترين اجزاء است. يك ماشين تورينگ را مى توان به صورت يك جعبه سياه در نظر گرفت كه نوارى كاغذى از ميان آن مى گذرد و اين نوار به مربع هاى مساوى تقسيم شده اند و ممكن است نمادهايى در اين مربع چاپ شده باشند، براى يك محاسبه خاص ماشين با مقدارى متناهى از اطلاعات ورودى روى نوار يعنى نمادهايى كه فقط روى تعداد متناهى از مربع ها چاپ شده اند شروع به كار خواهد كرد. يك ماشين تورينگ به طريق زير عمل مى كند در هر زمان مفروض، ماشين فقط يك مربع از نوار را مى خواند و ممكن است نماد ظاهر شده در اين مربع را نماد ديگرى تعويض كند و يا اگر خالى است نمادى در آن چاپ كند و پس از آن به بررسى سمت راست يا چپ مربع بپردازد، پس به طور كلى انواع عمليات به صورت زير خواهند بود:
الف) چاپ يك نماد (شامل پاك كردن)
ب) حركت به سمت راست
ج) حركت به سمت چپ
يك گام در عمليات ماشين عبارت است از يك عمل از يكى از عمليات هاى بالا. بايد چگونگى انجام اين عمليات را براى ماشين تعريف كنيم. ماشين براساس اطلاعات درونى خود اين كار را انجام مى دهد، اما واضح است كه بايد امكان تغيير وضعيت درونى ماشين هنگام يك محاسبه فراهم باشد. در اين صورت يك گام شامل مراحل زير خواهد بود:
۱-  وضعيت درونى ماشين ۲-  محتواى مربعى كه خوانده مى شود ۳-  عملى كه ماشين اختيار مى كند ۴-  وضعيت درونى بعدى اختيار شده به منظور آماده سازى براى گام بعدى
بنابراين وضعيت اختيار شده به وسيله ماشين در هر زمان نتيجه محاسبات قبلى است. مناسب ترين راه براى مشخص كردن شيوه اى كه يك ماشين تورينگ در پيش مى گيرد مجموعه متناهى از چهارتايى به صورت (وضعيت اختيار شده، عمل انجام يافته، نماد نوار، وضعيت) اين چهارتايى هايى كه با شروع از يك مربع آغازين كار مى كنند، مبناى فرايند پردازشى ماشين هاى تورينگ را تشكيل مى دهند.
هوش مصنوعى:
مراد از هوش مصنوعى،  طرح ساخت يك ماشين محاسبه است كه همان وظايفى را انجام مى دهد كه هوش طبيعى انسان انجام مى دهند. كامپيوتر نيز شبيه ذهن داراى ورودى و خروجى است. كامپيوتر رفتارهاى هوشمندانه اى را مانند كنترل، ارسال، هدايت و ساير امور انجام مى دهد. سؤال اساسى اين است كه آيا ماشين مى تواند فكر كند؟ اين يك سؤال اساسى در فلسفه ذهن است. تورينگ علاوه بر تعريف رياضياتى ماشين خود، آزمونى را طراحى كرد كه به آزمون تورينگ معروف است.
آزمون تورينگ:
آزمون تورينگ از نوع آزمون هاى جعبه سياه است. اين آزمون محك مناسبى را به دست خواهد داد. براى ساده سازى فرض كنيد دو اتاق داريم كه شبيه هم هستند و يك بازجو كه بيرون از اتاق ها نشسته و هيچ تفاوتى بين اتاق ها مشاهده نمى كند در يكى از اتاق ها يك مرد و در اتاق ديگر يك زن نشسته است.
هدف بازجو اين است كه با پرسيدن سؤال هاى حساب شده تشخيص دهد كه ساكن، كدام زن و كدام مرد است. هدف زن هم اين است كه به بازجو كمك كند و جواب واقعى  را به او نشان دهد. با اين مقدمات تورينگ بيان مى كند كه مرحله بعدى و اصلى آزمون اين است كه جاى مرد با يك كامپيوتر برنامه ريزى شده عوض شود به اين ترتيب هدف ماشين يا كامپيوتر اين است كه بازجو را به اشتباه بيندازد و او را متقاعد كند كه كامپيوتر نيست و اگر اين اتفاق بيفتد كامپيوتر در آزمون تورينگ موفق شده است. با اين شرط تورينگ به سؤال اساسى هوش مصنوعى پاسخ مثبت مى دهد. يعنى اگر كامپيوترى ساخته شود كه اين آزمون را از سر بگذراند حكم به انديشيدن ماشين ها ممكن است. اگر بازجو نتواند پس از پرسيدن سؤالات زياد تشخيص دهد كه كدام ماشين و كدام انسان است، مى توان گفت كه ماشين نيز مانند انسان هوشمند است. بر طبق اين آزمون تنها از طريق رفتار ماشين است كه مى توان در مورد هوشمند بودن او قضاوت كرد به اين ترتيب مانند تحقيق پذيرى و ملاك ابطال پذيرى مى توان يك ملاك براى متفكر بودن يا متفكر نبودن به دست داد.
انتقادات از كاركردگرايى:
بديهى است هر نوع انتقاد از كاركردگرايى به ديدگاه تورينگ نيز نظر خواهد داشت. منتقدان كاركردگرايى به چهار دسته عمده تقسيم مى شوند:
اول كسانى كه معتقدند هم نوعى كاركردى در دو موجود شرط لازم و كافى براى هم نوعى ذهنى آنها نيست اين نوع منتقدان سعى دارند تا مثال هايى طرح كنند كه دو موجود از لحاظ ذهنى معادل باشند ولى از لحاظ كاركردى معادل نباشند، مثال هايى مبتنى بر كيفيت هايى مانند درد از اين نوع است و كيفيت ذهنى در اين گونه بحث ها حالت ذهنى تمايل را دارد. از اين نوع منتقدان مى توان به ندبلاك اشاره كرد. دسته دوم منتقدانى هستند كه سعى دارند نشان دهند ماشين هاى تورينگ كه فقط با علائم صورى تعبير نشده سر و كار دارند نمى توانند همه حالات ذهن مانند فهم و ادراك را داشته باشند. از جمله اين افراد مى توان به جان سرل اشاره كرد. اگر بخواهيم تمثيل اتاق چينى سرل كه در برابر آزمون تورينگ طرح شده است را مختصر توضيح دهيم، فردى را در يك اتاق محبوس در نظر بگيريد. اين اتاق داراى دريچه ورودى و خروجى است. اين فرد هيچ چيز از زبان چينى نمى داند ولى در آن اتاق لغتنامه ها و گرامرهاى ساختارى زبان چينى وجود دارند. او سؤالاتى را كه از ورودى به زبان چينى وارد مى شوند، ترجمه كرده پاسخ صحيح را دوباره به زبان چينى از خروجى به بيرون مى فرستد. كل اين اتاق كاركردى شبيه يك چينى زبان را دارد، ولى فهمى از زبان چينى اتفاق نيفتاده است.
سرل سعى كرد با آوردن مثال بالا ايده تورينگى هوش را زير سؤال ببرد كه در اين كار تا حدى نيز موفق بوده است. دسته سوم از منتقدان كار خود را با زير سؤال بردن اين ايده كاركردگرايان پيش برده اند كه روانشناسى را مستقل از نروفيزيولوژى مى دانند. امروزه تحقيقات علوم شناختى جديد در قدرت گرفتن اين منتقدان مؤثر بوده است. دسته آخر از منتقدان هم كسانى هستند كه مانند لوكاس با استفاده از قضيه گودل كه يك مبحث رياضى است ايراداتى را به ماشين تورينگ وارد ساخته اند.
رهيافت نو:
اگرچه امروزه آزمون تورينگ از طرف بسيارى مورد انتقادات شديد قرار گرفته است، اما ديد تورينگ به اين دليل كه يك نظريه رياضى سيستماتيك را با خود يدك مى كشد حائز اهميت است. به عبارت ديگر اگر تعريفى از هوش مصنوعى در فلسفه ذهن انجام گيرد بايد نظريه اى از نوع آنچه كه تورينگ ارائه داده است، ارائه دهد اين كه مانند مك كارتى معتقد باشيم كه ترموستات نيز داراى باور است، يعنى سه نوع باور «اينجا گرم است»، «اينجا سرد است»، «اينجا خوب است»، را دارد، پس موجودى هوشمند است كه ديدگاهى افراطى است يا مانند سرل با طرح آزمون اتاق چينى كارهاى تورينگ را زير سؤال ببريم كه ديدگاهى تفريطى است. مشكل را حل نمى كند چارچوبى كه تورينگ ارائه داده است پايه بسيار مناسبى است براى بسط و گسترش علمى و كاربردى نظريه هوش مصنوعى.ديدگاه تورينگ با گفتن اين نكته كه هوش مصنوعى در فرازبان اتفاق مى افتد نه در زبان نياز به ترميم دارد و حتى اين كه باورها در فرازبان حيطه هوش مصنوعى است نه در زبان مى تواند يك ملاك براى يك نظريه رياضياتى با پس زمينه هاى فلسفى براى تعريف عملى هوش مصنوعى باشد. چارچوب رياضياتى تورينگ بايد با الهام از زبان هاى مرتبه اول و بالاتر گسترش يابد. در اين زمينه قبل از هر چيز لازم است بدانيم كه هوش بر مفهوم انباشتگى اطلاعات متكى نيست. بلكه مفهوم صدق گزاره هاى زبانى يعنى چارچوب فرازبان است كه استوارترين مفهوم در هوش مصنوعى است. يك ماشين تا به مرحله قضاوت در مورد گزاره هاى فرازبان نرسد، نينديشيده است، هر چند بتواند در سرعت هاى بالا اطلاعات زياد را پردازش كند، ماشين بايد يك باور صادق موجه را به دست آورد و در مورد آن قضاوت و عمل كند. نظريه هاى صدق و توجيه در منطق جديد با ساختارهاى رياضى پيوندهايى برقرار كرده اند. ما مى توانيم با پيوند نظريه هاى صدق و نظريه ماشين هاى تورينگ يك نظريه منطقى هوشمند را به دست آوريم كه راهگشاى نتايج عملى بسيارى خواهد بود. اين ايده مى تواند با تغييراتى در نظريه رياضى ماشين تورينگ انجام گيرد. اين كار كه به مراتب كاربردى تر، عينى تر و عملى تر از منتقدان تورينگ است، هنوز در آغاز راه خود است.
منابع:
۱- خاتمى، محمود، آشنايى مقدماتى با حلقه ذهن
۲- زرين، مهدى، به هدايت دكتر يوسف على آبادى، كاركردگرايى و ارزيابى روش شناسانه آن
۳- هميلتون، ترجمه دكتر محمدعلى پورعبدالله، منطق براى رياضى دانان
۴- جعفرى اقدم، مريم، روباتى كه انسان شد

کليه حقوق برای بيرتک دات کام محفوظ است.