اميل زولا و انتقال فرامتن به طبيعت


 مريم خاكيان
«هنگامى كه تيره روزى كارگران معدن را مطالعه مى كردم، بشدت دچار ترحم شده بودم. كتاب من اثرى از ترحم و شفقت است و نه چيزى ديگر و اگر كسى هنگام خواندن آن چنين احساسى پيدا كند، من به هدف خود رسيده ام و خوشحال مى شوم. در اين حال، يك حركت بزرگ اجتماعى و يك عشق به عدالت در حال شكل گرفتن است كه بايد به آن توجه كرد و گرنه جامعه كهنه جارو خواهد شد. آيا در رمان خود موفق شده ام عدالتخواهى تيره بختان را تأييد كنم؟ نمى دانم. ولى من همچنين خواسته ام نشان دهم كه بورژوازى نيز به تنهايى مقصر نيست. همه مسئوليت به گردن اجتماع است.» (بخشى ازسخنان زولا در مصاحبه با خبرنگار روزنامه لوماتن)
دغدغه هاى اجتماعى بخش حائز اهميتى از فعل و انفعالات ذهنى نويسندگان هر جامعه را تشكيل مى دهد. اگر چه هگل و ماركس و سپس دوركيم ولانسون بخشى از اولويت هاى بنيادين فهم متن را در نگاه موشكافانه اجتماع پديدار دانسته و نظرياتى ارائه داده اند اما بدون شك انعكاس مطلق رفتارهاى اجتماعى جداى از فرآيند تحليلى آن، از تعهدات نويسندگان است.
اميل زولا نويسنده اى است كه وراى روش نوشتارى خود به دردهاى اجتماعى بسيار انديشيده و از آن ميان، تم دست نخورده اى از رفتارهاى اصولى محيطى را در مجموعه آثارش عرضه كرده است.
وى معتقد است جامعه به طور ناخودآگاه در ذرات اثر حاضر است و پس از اثر نيز بسيار وجود دارد. بر اين اساس، اگر دو سيكل را به عنوان جامعه و اثر در نظر بگيريم، متن سيكل كوچك تر است كه در عمق جامعه وجود دارد و از مرجع حاكم كه ذهن نويسنده است جارى مى شود اما پس از سير متشابه خود به طور مجدد، جامعه است كه وراى اثر و در بطن آن نمود يافته است.
تفكر ناتوراليستى زولا او را برآن داشت تا روايت هستى را به طبيعت بارز آن برگرداند. اين طبيعت حقيقى گاه جلوه اى از تنزل و پستى زندگى آدمى است و گاه حيات والاى او در جايگاه عشق و ايثار و سازندگى. او از شكل داستانى بازتاب دنيايى متلاشى شده بهره جسته است. كليت اثر او در زير ساخت معضل اجتماع اتفاق افتاده است و راوى در همه استدلال ها، خود با مسائل به طور دقيق درگير است. در اين حالت، كنش افراد نسبت به روند تلخ جدايى انسان از طبع و سرشت كمتر از واكنش انسانى اش قلمداد شده است. اين است كه روايت «خانواده روگون - ماكار» هربار در قالبى نوين از شكم همان حقيقت اوليه ظاهر مى شود و نيز همسانى سطوح دنيوى در برابر سهل انگارى بشر، برجسته سازى شده است به طورى كه باوجود جهانى در هم ريخته، نقش رفتارى افراد كاملاً جدا و تعديل شده است. اين بحث به دليل چيرگى ناتوراليسم بر ابعاد زندگى شخصى اوست.
زولا نويسنده اى بدون توقف است و گر چه درپاره اى موارد در حوزه نثر داستانى خود به ژانرهاى ديگر نزديك شده، اما تعادلى مستحكم دراثرش پا برجاست.
به دليل آن كه مدت ها يك ژورناليست حرفه اى بوده، گاه سيطره نثر ژورناليستى برفضاى رمان هايش كاملاً محرز است و آن كه بى پيرايه، تند و محكم نوشته است. در رمان «ترز راكن»، انسان اثر او در تقلايى سخت ميان جرم و وجدان گرفتار است كه اگر چه عدالت جامعه درونى شخصيت ها و جامعه حاكم بيرونى، توأمان با ظرايف توصيف، ارائه شده، در نهايت افول مراتب انسانيت در كام جنايت خويش است، «ترز راكن» پس از انتشار، موجى از انتقاد خاموش جامعه را برانگيخت و سياهى درون را در زوالى پايدار جلوه گر شد و اين همان خواسته مسكوت زولا بود. زولا حركتى بنيان مدار را پيوست كار خويش كرده بود. از اين رو، طرحى كه مى نوشت براساس پيش فرض هايى از اين دست بود. او پس از مدت ها پرداخت ذهنى، تصميم گرفت «خانواده روگون- ماكار» را در چندين مجله ارائه دهد. اين اثر كلان، تاريخ طبيعى و اجتماعى خانواده اى است كه زولا در آن خلقيات ، خصايل، معايب و فضايلى را به نمايش گذاشته است و در آن بحث تأثير محيط رشد را تحليل كرده است.
زولا در نخستين جلد اين اثر با عنوان «ثروت روگون»، بار ديگر در سطوح انتقادى فرهنگ و سياست قرار گرفته و نوك حملات خود را در صدر نظام حاكم و در نگاه صريح خود به ناپلئون بناپارت تعبيه كرده است. اين اثر روان شناختى بخشى از وحشيگرى هاى شادمانه آدمى را در افشاى شيفتگى روح و طبع درونى و اوليه او بيانگر شده است. زولا اعتقاد راسخ خود را به عدل و مساوات جمعى و ملازمات آن در اين اثر به شيوه اى مشكك و منطبق بيان كرده و از آزادى و رستگارى كوچك زندگى عامه، تجددى تلخ آفريده است.
پس از آن، در «سهم سگان شكارى»، انديشه قيام شرافت و انسانيت را از هنجار و ضابطه مفهومى خارج كرده، روابطى نامنسجم و در عين حال كاملاً داستانى ايجاد مى كند. زولا در اثر بعدى اش «شكم پاريس» وجوه دوگانه زيستن را با بيان مفاهيمى كاملاً روز مره وابعاد سازنده شخصيتى نشان داده است. اين رمان تقابل جسمى و روحى سير و گرسنه است كه خط مشى سياست حاكم را نشان مى دهد. بافت اين اثر از فرديت هنرى به تماميت انسانى ارتقا پيدا كرده است، اثرى سخت رئال كه در آن انگيزه هاى طبيعت وجودى بشر و مسأله زيستن تلفيق و تشريح شده است.
پس از آن در «فتح پلاسان» و «خطاى آبه موره» ، زولا نگاه خود را به فرهنگ كليسا به صراحت بازگو مى كند و آن را در تقابل با طبيعت روانى و معنوى آدمى اعلام مى دارد. عدن جديدى كه زولا در اثر خود قصد نماياندن آن را در جامعه متزلزل پيرامون خود دارد، تنها واكنشى كوچك بر له نظام حكومتى و هنجارهاى ملازم آن نيست بلكه كالبد شكافى شعور و حقيقت انسان در لايه هاى ضابطه و طمطراق است و زولا بدين جهت و برخلاف ديگر نويسندگان از قاعده پائين هرم شروع مى كند تا به اوج رسد و در متن خود هم حسى سخت قابل فهم ميان شخصيت ها و مخاطب ايجاد مى كند.
گى دوموپاسان در نامه اى به زولا براى كتاب «خطاى آبه موره» نوشته است: «من همه كتاب را استنشاق مى كردم و با اشتياقى غريب مى خواندم. از هر صفحه اش رايحه اى قوى و مداوم متصاعد مى شد. شما رايحه زمين، درختان، تخمير و بذر را به مشام ما رسانديد به طورى كه سرشار شديم...»
اگر چه فشار سرسختانه جامعه داستان نويسى فرانسه همواره بر زولا، بود اما همچنان كه از ابتدا قصد كرده بود، در جذب طبيعت و علوم بنويسد، نوشت. او مباحث تربيت و ژنتيك را از مقررات طبيعت زندگى مى دانست و آن را بدون تسامح و با نهايت تدقيق ارائه مى كرد. «عاليجناب اوژن روگون» رمان بعدى اوست كه تصوير دنياى سياسى عهد امپراتورى دوم را با دقيق ترين توصيف ها از وزرا، وكلا و دربار و دسيسه هاى راهرويى، معاملات نفوذى و همه تظاهراتش مى نماياند. در اين اثر ،زولا به طبيعت سياست و ذهن بيش از هر مسأله ديگرى توجه كرده است.
اگر چه ابراز عقايد و مفاهيم ناتوراليسم در اين چند اثر كمابيش و به صورت مجمل بازگوشده بود، در رمان «آسوموار» به طور كامل پرداخته شد. اين اثر كاملاً اجتماعى از رهيافت هاى جوهر تحول و انقلاب درونى جامعه است كه عناصر آن در فضايى چون حاشيه شهر به وقوع مى پيوندد.
زولابر ديالكتيك درونى زندگى اجتماعى و روان شناختى بسيار تأمل كرده است و در اين راستا ايدئولوژى كاملاً متمايزى دارد. او به لحاظ شيوه ادبيات نيز نقطه ارجاع به رئاليسم را در منظر جسم و درون قرار داده است و هر بار از سطحى به سطوح ديگر منتقل مى شود. زولا پايدار و حقيقى مى نگارد، به هسته زندگى ماهيتى قابل فهم و سازنده مى دهد و گرچه با فرامتن و سوررئال مناسبتى بسيار دارد، اما در شيوه اجراى اثر خود تنها جسمانيت فضا را مى شكافد و از عمق تنزل، ارتقا را در مى يابد و مى شناساند.
«يكى صفحه عشق»، اثر ديگر او، بازگشت انسان از غفلت و جبر گناه است و حالات دادگاه درونى آدمى را در محكمه وجدان، به خوبى جلوه گر شده است.
دو اثر بعدى او «نانا» و «براى خوشبختى بانوان» چكيده توجيهات قرن نو براى انسان سازى متجدد و انتقاد از مسائل آن است. براى خلق هر دواثر، او روزهاى متمادى در فضاى متشابه آن گام بر مى دارد و خود را در آن حل مى كند تا بتواند حقيقت نامعروض را ارائه دهد. زولا سراب سازى از جهان تلخ حاشيه زندگى است كه به دليل فهم ناهموارى هاى دردناك فضاى اجتماعى، مرتب خلأ مى سازد و مخاطب خود را به چينش دوباره مسائل در آن وا مى دارد.
«نانا» به صورت نمايشنامه نيز به اجرا در آمد و مجدداً تحسين و انتقاد اهالى هنر را برانگيخت. اغلب آثار زولا، پس از انتشار، به روى صحنه مى رفتند و در قالب نمايشنامه، دگربار به درون زندگى اجتماعى باز مى گشتند.
ديگر اثر او، پرداختن عميق و داستانى از جامعه كارگرى است. او فلاكت و زجر جهان مادى و تسكين عقوبت هاى فرا زيستى را در روايت «ژرمينال» ارائه كرده است. اين اثر حاصل بالندگى انديشه زولا در سير نويسندگى اوست. «ژرمينال» پيش از همه ، داستان طغيان كار عليه سرمايه است. همه شرايط غير انسانى كار در زندگى كارگران زير زمين و اجتماعات معترض در آن به خوبى گنجانده شده است. «ژرمينال» حركت كورمال در يك هزار توى سياه و تاريك است كه زولا از طريق آن، سنگر و موضع خود را در جامعه هنر و نيز سياست كاملاً مشخص كرده است. «ژرمينال» به لحاظ زمانى مقارن با تشكيل گروه مدان است و حركت انترناسيوناليستى موفقى در سير ادبيات كارگرى آن روز بوده است.
انتشار رمان «زمين» كه زولا آن را در بيان وضعيت دهقانان و كشاورزان و بازگشت به طبيعت ذاتى تأليف كرده است، بخش اعظمى از سبك نوشتارى او را به معرض نمايش گذاشت. همچنان كه پيشتر گفته شد، تمام تلاش زولا برپايه افكار ناتوراليستى اش چيده شده بود. او در اين اثر، زمين را قهرمان مهلكه داستان خود قرار داده است، زمينى كه احساس و بارورى ازلى خود را در برابر جنگ و جدل لئيمانه انسان هايى قرار مى دهد كه جز گذر بر سطح آن و خراشيدن اين سطح كارى انجام نمى دهند و در نهايت همگان، آن را در تملك مطلق خويش مى دانند. اين اثر ارجاع مطلق به طبيعت گرايى ذهنى زولا بود.
زولا چندى بعد، اثرى با عنوان «ديو درون» را خلق كرد و در آن مضمون «ترز راكن» را با گسترش و تعميق بيشتر تجديد كرد.
پس از آن رمان «پول» را نوشت. در «پول» ، ثروت عمومى را در برابر ثروت مدرن، سيال، سريع و ناپايدار يعنى ثروت سوداگرى و سفته بازى قرار مى دهد و اگر عده اى با استفاده از آن به صنعت و پويايى مى رسند، عده اى ديگر به افلاس كشيده مى شوند. زولا با انتشار اين اثر توانست حكم نهايى اعتقادات خود را در منظر نظام اجتماعى صادر كند و رابطه هنر و جامعه را در پيوندى ناگسستنى بشناساند.
نيز آخرين رمان زولا باعنوان «عدالت» كه در كشاكش بحران زندگى شخصى اش و محاكمات دادگاه شهرى نوشته شد ضربه نهايى همه سال هاى تلاش مستمر او در جهت ارتقاى طبيعت گرايى روبه افول است كه در نهايت به اعتلا و سرحد دوران مى رسد و كار نامه چندين ساله آثار او را به نحو درخشانى مى بندد.
آثار اميل زولا داراى وجهى دوگانه اند، زيرا كه مراحل بزرگ خاصى از تحول انسان ها را باز مى نمايند و در مبارزه عقيدتى براى دست يافتن به تماميت انسان راهنمايند. هر اثر بيان كننده يك لحظه در جامعه گذشته است. ويژگى اين آثار ابداع سنخ است كه در وجود آن همه عناصر تعيين كننده و اساسى از نظر انسانى و اجتماعى، طى يك دوره تاريخى به سوى هم مى گروند و با هم تلاقى مى كنند. زولا خواهان تجسم نهايى بطن و جسم و ذات وهبوط همه چيز در يكديگر است. برحسب مطالعات خويش، بسيار توانمندانه نگاشت و قلمى جارى و همواره در كنار جامعه از خود برجاى گذاشت و با همان باقى ماند. همه تضادهايى كه زولا بشدت در فراز و فرود آثارش ايجاد كرده است، حقيقى اند و همان گسل هاى عميق درونى جامعه هستند كه از شريان نثر او در اذهان عمومى راه مى يابد، جداره خشك و فرتوت آن را مى شكند و در نهايت ژول لومتر در «فيگارو» تأييد مى كند: «زولا شاعر اعماق ظلمانى روح بشر است.
[ تاریخ ارسال مطلب: یکشنبه، 2 اردیبهشتماه 1386 ] [ منبع اصلی ] [ نسخه چاپي اين مطلب ] [ تعداد بازدید : 192 ]

5 مطلب اخیر مرتبط با این موضوع:
ميزگرد «ايران» درباره انگيزه هاى هاليوود براى توليد فيلم ۳۰۰
يادداشتى بر نقاشى هاى شيرين پيله ورى
نگاهى به آثار نقاشى بيتا وكيلى
گزارشى از وضعيت كپى رايت موسيقى در ايران
روايت يك داستان به زبان نت ها



مجله خانوادگي:
آموزش آشپزی بهداشت و نگهداری مواد غذایی خانه و خانه داری ازدواج و خانواده آرايش و زيبایی مد و روشهای زندگی تناسب اندام و رژيم غذايي بهداشت و سلامتي

تخصصی:
اسرار موفقيت مديريت و برنامه ریزی کسب و کار و تجارت فرهنگ، ادب و هنر دنياي پزشکي و بيماريها نکات جالب روانشناسی جامعه و زندگي اجتماعي ترفندهای کامپيوتر و اينترنت دنیای گوشیهای موبایل

سرگرمی:
دنیای طنز و خنده گالری عکس بازیگران هالیوود گالری عکس بازیگران هندی گالری عکس خوانندگان عربی گالری عکس بازیگران ایرانی گالری عکس ایران تصاوير ديدني گالری عکس انواع ماشين وبگردي و لينکدوني بازیهاي آنلاين فلش فال و طالع بيني کليپهای تصويري نوا نمای ترانه های فارسی بخش موسيقی و ترانه موسیقی آنلاین ایرانی دانلود جديدترين نرم افزارهای روز دنیای سينما و سينما گران تازه های فناوری اطلاعات و ارتباطات مطالب گوناگون و جالب

وب سایت بیرتک:
درباره بيرتک ارتباط با بيرتک تبليغات در بيرتک وبلاگ بیرتک انجمنهای گفتگوی بيرتک خدمات وب بيرتک لینک به بيرتک دایرکتوری وبسایتهای فارسی بیرتک

Google
site statistics
 
 
 
 

کلیه حقوق برای بیرتک محفوظ است.استفاده از مطالب سایت فقط با ذکر منبع مجاز می باشد.

Azeri Blog | Turk Blog