بیرتک: مجله اينترنتي خانوادگي ايرانيان
عنوان:نگاهي به فيلم جديد نيكول كيدمن : راز‌هاي يك بازيگ
http://www.birtak.com/cinema/id/007552.php

نيكول كيدمن درگير نوعي بيماري بازيگري بود و نقش‌هايي را انتخاب مي‌كرد كه اكنون مي‌گويد اشتباه بوده تا اينكه فيلم «مارگو در عروسي» از راه رسيد.

كيدمن معتقد است از لحاظ بازيگري همواره در ترس بوده ولي تاكيد مي‌كند اينها هيچ ربطي به رسيدن به سن خاصي ندارد. كيدمن چنين نقاط عطفي را مسخره مي‌كند و حماقت مصنوعي مي‌خواند، چون به قول او همه ما ممكن است تا فردا مرده باشيم، پس 40 سالگي چه معنايي دارد؟

او تا همين چند وقت پيش معتقد بود در دوره‌اي به سر مي‌برد كه هيچ حرفي براي گفتن ندارد. هيچ چيز در درونش نيست، بنابراين نياز اساسي به بازيگري ندارد. كيدمن اخيرا از «اشتباهاتي» ياد مي‌كند كه در انتخاب نقش‌ها مرتكب شد و منظور او فيلم‌هايي است كه پس از فيلم «ساعت‌ها» كه در آن نقش ويرجينيا وولف را برعهده داشت، بازي كرد. يا شايد به قول خودش «فقط خوشحال بودم و كل زندگي‌ام آن‌قدر پر بود كه علاقه به بازيگري را تا حدي از دست داده بودم.» هركدام را كه به عنوان مخاطب سينما قبول كنيم، در مي‌يابيم كيدمن عشق به بازيگري را در كمدي سياه «مارگو در عروسي» ساخته جديد نوا بومبك از نو كشف كرده است. فيلمي كه تا حدي متاثر از آثار اينگمار برگمان است و در مورد برنامه‌هاي يك جشن عروسي كه با رسيدن كيدمن (خواهر بزرگ عروس) خراب مي‌شود. او نويسنده‌اي است كه نمي‌تواند آنچه را به ذهنش مي‌رسد نگويد، چه اين موضوع در مورد داماد آينده (كه فردي ناموفق است) باشد يا در مورد خواهر‌زاده ساكتش (كه عقب افتاده است) و يا خود عروس.براي كيدمن اين شخصيت ديگري است كه با ظاهري معصوم و با زباني گزنده آتش به پا مي‌كند و به‌نوعي به يكي از نقش‌هاي قبلي او در فيلم «مردن براي» شباهت دارد كه در آن براي رسيدن به شهرت حتي حاضر بود آدم بكشد. «مردن براي» كه در سال 1995 ساخته شد، نشان داد اين استراليايي رنگ پريده و قدبلند استعداد بازيگري نيز دارد.از آن زمان به بعد كيدمن ثابت كرد از آن دست ستاره‌هايي نيست كه بخواهد با يك يا دو فيلم هنري كيفيت كارش را ثابت كند. از اين گذشته اين نقش بازي‌كردن‌ها به سرعت مشخص مي‌شود، مخصوصاً هنگام تغييردادن لهجه. دقت كنيد كيدمن چگونه در «مارگو در عروسي» به شكل اديبي اهل نيويورك صحبت مي‌كند و سپس فيلم حماسي «استراليا» ساخته باز لورمان (درباره به دوره جنگ جهاني دوم) را كه در سرزمين خود مشغول بازي در آن است، در نظر آوريد. او در اين فيلم در نقش زني انگليسي از طبقه بالاي جامعه ظاهر مي‌شود كه يك مزرعه به ارث برده است. كيدمن در فيلم در حال توليد «خواننده» به كارگرداني استيون دالدري نيز نقش زني را بازي مي‌كند كه به همكاري با نازي‌ها متهم مي‌شود و ضمنا فيلم فانتزي «قطب نماي طلايي» به كارگرداني كريس وايتز را نيز آماده نمايش دارد ولي حضور در نقش‌هايي كه نياز به لهجه متفاوت دارد اين ريسك را نيز دارد كه نتيجه كار مسخره و تحقيرآميز شود. البته بالارفتن از درخت بلند هم ريسك دارد، كاري كه كيدمن در «مارگو در عروسي» انجام مي‌دهد و خودش را شاخه به شاخه بالا مي‌كشد و به ارتفاعاتي مي‌رود كه قرار نيست ستاره‌هاي پردستمزد بروند.

كيدمن در پيش نمايش اين فيلم در نيويورك گفته بود: «از 17سالگي كار كرده‌ام. زندگي خيلي فراز و نشيب دارد، تعادل برقراركردن بين زندگي واقعي و زندگي كاري. «مارگو در عروسي» زماني از راه رسيد كه حس بازيگري نياز به بيدارشدن داشت.»ولي وقتي اسكات رودين تهيه كننده، فيلمنامه بومبك را برايش فرستاد، او فكر نمي‌كرد براي حضور در نقش خواهري كه حال همه را مي‌گيرد و نويسنده‌اي اهل منهتن است، انتخابي مناسب باشد. سپس «ماهي مركب و وال»، فيلم قبلي بومبك با بازي جف دانيلز و لورا ليني را ديد كه آن هم در مورد يك خانواده مشكل‌دار بود و گفت: «بسيار خب. همين‌طوري وارد فيلم مي‌شوم.» فيلمبرداري در خانه‌اي ساحلي واقع در همپتنس انجام شد كه يك درخت داشت، همان كه كيدمن از آن بالامي‌رود. قرار است زير اين درخت، پولين، خواهر كوچك‌تر او با بازي جنيفر جيسن لي و همسر بومبك در دنياي واقعي، با جك بلك ازدواج كند. بلك نقش هنرمندي را بازي مي‌كند كه وقتش را با نوشتن نامه به روزنامه‌ها مي‌گذراند. اولين بار مارگو را با پسرش در اتوبوس مي‌بينيم، وقتي كه هنوز داماد را ملاقات نكرده است اما او مردد است و مي‌گويد: «چرا مي‌خواهي با كسي كه فقط يك سال است او را مي‌شناسي ازدواج كني؟» كيدمن مي‌گويد بدترين قسمت‌هاي نقش وقتي است كه مارگو به پسرش بند مي‌كند و حتي از مدل راه‌رفتن او نيز ايراد مي‌گيرد، رفتاري كه كيدمن هيچ‌وقت نمي‌تواند فكر كند حتي براي يك لحظه با دو فرزند خود داشته باشد. (بچه‌هايي كه در دوران زندگي با تام كروز به فرزندي قبول كرد.) بومبك مجبور بود به كيدمن يادآوري كند وقتي پسر بچه را در راه پله به گوشه‌اي مي‌كشاند، در نقش باقي بماند. كيدمن مي‌گويد: «او دائم مي‌گفت اين بچه بايد خيلي جدي باشد و گريه نكند. تو هم نبايد به او دست بزني. من مي‌گفتم، باشد ولي تو نمي‌تواني شخصيت اين زن را يك بعدي كني. بگو كه دردش را حس مي‌كني و احساس قلبش را مي‌فهمي.»به‌عنوان يك بازيگر وظيفه كيدمن دفاع از شخصيت‌هايي است كه نقش‌شان را بازي مي‌كند اما كيدمن نمي‌خواهد از اين جنبه بازيگري پا را فراتر بگذارد. او مي‌گويد وقتي به سينما مي‌رود، دوست ندارد بداند ديگر بازيگران به چه فكر مي‌كنند يا چه خصوصيتي از فيلم را به زندگي خودشان مي‌برند. همين‌طور كه دوست ندارد بداند جلوه‌هاي ويژه چطور ساخته مي‌شوند. او ترجيح مي‌دهد «راز بازيگري» را نزد خود نگاه دارد. توجه عموم به خانواده كيدمن متمركز بر كروز همسر اولش، كيث اربن همسر دوم او و خواهر كوچك‌ترش آنتونيا متمركز است كه در استراليا يك مجري تلويزيوني است و كيدمن هر روز با او صحبت مي‌كند. او مي‌گويد: «ما هميشه مي‌گوييم اگر عمرمان از شوهرانمان بيشتر بود، مي‌رويم و با هم زندگي مي‌كنيم. مثل دو تا پيرزن كه با هم در يك خانه زندگي مي‌كنند و همه مي‌گويند اين دو تا خواهر ديوانه كي هستند؟» ولي وقتي زمان زيادي را سر صحنه فيلمبرداري بگذراني، در آنجا هم خانواده‌اي تشكيل مي‌دهي. آن راث، طراح لباس 76 ساله پس از همكاري با كيدمن در فيلم‌هاي «ساعت‌ها»، «كلد مانتين / كوهستان سرد» و «مارگو در عروسي» به يكي از اعضاي خانواده او تبديل شده است.تنها راهي كه كيدمن توانست با كاراكتر خود در «مارگو» كنار بيايد، اين بود كه به‌خاطر دوست داشتن خواهرش براي او دردسر درست مي‌كرد. او مي‌گويد: «بايد خواهرم را از دست اين مرد نجات بدهم. اين براي مارگو كافي نيست. چند نفر از ما تا به حال در زندگي كسي را داشته‌ايم كه چنين چيزي بگويد؟»

منبع: لس‌آنجلس تايمز، 7 نوامبر



کليه حقوق برای بيرتک دات کام محفوظ است.