گفت‌وگو با شيلا خداداد، بازيگر نقش «شيرين» در مجموعه تلويزيوني «پيامك‌ از ديار باقی


شيلا خداداد از بازيگران جواني است كه با اولين تجربه تلويزيوني خود، مسافري از هند، در نقش يك دختر هندي درخشيد و به شهرت زيادي دست يافت، اما در سال‌هاي بعد به تدريج از تلويزيون فاصله گرفت و بخت و اقبال خود را در فيلم‌هاي سينمايي جست‌وجو كرد.


وي در فاصله چند سال فعاليت در سينما و فيلم‌هاي متعددي چون «ازدواج به سبك ايراني»، «سوغات فرنگ»، «آكواريوم»، «عيسي مي‌آيد»، «آبي» و ... ظاهر شد. خود مي‌گويد چند سالي براي ادامه تحصيل به خارج از ايران سفر كرده و با برگشت به كشور ابتدا آموخته‌هايش را با سينما محك زده است. حضور مجدد او در يك مجموعه تلويزيوني بهانه گفت‌وگوي پيش‌رو شد.

شرايط بازي در سريال «پيامك ازديار باقي» چگونه پيش آمد؟
شايد مثل تمام كارهاي ديگر، وقتي نقش شيرين به من پيشنهاد شد، بعد از خواندن فيلمنامه‌ خيلي از آن خوشم آمد و بازي در اين سريال را پذيرفتم. (مي‌خندد)
پيامك از ديار باقي اولين همكاري شما را با سيروس مقدم رقم زد، كار با او چگونه بود؟
خيلي خوب بود و من از كار با ايشان خيلي راضي هستم. آقاي مقدم در طول كار مواردي كه مي‌خواستند حتما در كار باشد را گوشزد مي‌كردند و در بقيه موارد دست بازيگر را باز مي‌گذاشتند تا بازيگر كار خودش را انجام دهد. براي من كار با آقاي مقدم خيلي راحت و لذتبخش بود.
اطلاع داريد چندمين نامزد نقش شيرين بوديد؟
چون آن زمان من سر فيلم سينمايي «يك اشتباه كوچولو» بودم و بعد از پايان اين فيلم به گروه «پيامك از ديار باقي» پيوستم به همين علت خيلي از جزئيات اطلاعي ندارم.
زماني كه فيلمنامه را مي‌خوانديد، نقش شيرين را چقدر كامل ديديد؟
فقط مي‌توانم بگويم فيلمنامه خيلي كامل و خوب بود، براي من اين است كه مردم چقدر كار را ديدند و پسنديدند. اينكه چقدر كار ديده شد، چقدر كار موفق بوده و ... همگي بستگي به مردم دارد.
نظرتان در مورد انتهاي سريال چيست؟ تا حدودي بعد از رفع مشكلات منصور سيم‌خواه وضعيت هووها بلاتكليف ماند.
نه، بلاتكليف نماند چون به هر حال منصور كار زشتي كرده بود. او بجز كلاهبرداري از مردم به زن اولش خيانت كرده بود و شيرين هم تا مدت‌ها بعد از ازدواج با منصور نمي‌دانست كه او زن دارد و ... و به هر حال او بايد تاوان اشتباهش را مي‌داد ... براي همين ديديم كه زن‌هايش به نوعي او را تنبيه كردند.
اما سريال به نوعي به پايان رسيد كه به نظر مي‌آمد قسمت‌هاي انتهايي داستان حذف شده است.
درست است. قسمت‌هايي از پايان داستان و حتي صحنه‌هايي از بازي من هم حذف شده است، ولي فكر نمي‌كنم قسمت‌هاي حذف شده مربوط به هووها باشد.
اشاره كرديد به سكانس‌هاي شما كه حذف شده، مي‌توانيد مشخصا بگوييد كدام سكانس‌ها حذف شده است؟
(قدري تامل مي‌كند) الان به خاطر ندارم. اما وقتي سريال پخش شد، متوجه شدم در خيلي صحنه‌هاي داستان سكانس نصفه نيمه رها شده و يك تكه‌هايي را حذف كرده بودند. البته اين حذفيات توسط آقاي مقدم و توسط آقاي سيدزاده، تهيه‌كننده كار انجام نشده بود اين اتفاقي است كه معمولا در پخش مي‌افتد.
اين حذفيات به بازي شما لطمه نزده بود؟
قطعا يك مقدار لطمه زده بود، ولي هيچ كسي در اين رابطه مقصر نيست.
مدتي است كه بحث مسائلي از قبيل ازدواج مجدد، هوو و ... در تلويزيون باز شده است، نظر شما در اين باره چيست؟
نظر خاصي ندارم (قدري تامل مي‌كند) البته به شخصه اصلا از اين قضيه خوشم نمي‌آيد، به نظرم اصلا كار درستي نيست.
معمولا وجود دو هوو در كارهاي طنز، موقعيت‌هاي خوبي را براي طنزپردازي ايجاد مي‌كند در حالي كه در سريال «پيامك از ديار باقي» برخلاف قسمت‌هاي ديگر، صحنه‌هاي برخورد دو هوو خيلي جدي بود. آيا دوست داشتيد كه بار طنز نقش شما بيشتر بود؟
همان‌طور كه گفتم، به نظرم فيلمنامه كامل بود و بار طنز خود را داشت. در مورد شيرين، مي‌ديدم كه مادر او اين بار طنز را به دوش مي‌كشيد اما به هر حال در حالت عادي برخورد دو هوو با همديگر كاملا جدي است و اصلا بار طنز نمي‌تواند داشته باشد.
اشاره كرديد به مادر شيرين. در روند داستان ما دو وجه از اخلاق شيرين را مي‌بينيم. اول اينكه مادر شيرين كاملاً مطيع اوست و از طرفي در صحنه‌هايي پرخاشگري‌هاي شيرين به مادر و منصور را مي‌بينيم. دوم اينكه شيرين در برخورد با هووي خود كاملاً مظلومانه برخورد مي‌كند. خودتان در كار به اين تضاد رسيديد يا اينكه خواسته آقاي مقدم بود؟
اين وجه اخلاقي و رفتاري موردپسند كارگردان بود و البته خواسته خودم هم همين بود. در واقع من بازي مي‌كردم و ايشان تاييد مي‌كردند.
مواردي هم پيش مي‌آمد كه در حين بازي از ايده‌هاي خودتان استفاده كنيد؟
آقاي مقدم در كار دست مرا باز گذاشته بودند و جاهايي كه احساس مي‌كردند لازم است خودم چيزي را به نقش اضافه كنم، اجازه مي‌دادند.
وجود بازيگراني مثل خانم بايگان و آقاي شريفي‌نيا برايتان چگونه بود؟
به هر حال بازيگر هميشه در كنار پيشكسوتان چيزهاي زيادي ياد مي‌گيرد. در اين پروژه هم همين‌طور بود. حضورشان برايمان مغتنم بود.
معمولا كارهاي مناسبتي زمان كمي براي توليد دارند. با توجه به اين موضوع چقدر فرصت تمركز روي نقش، تمرين و ... را داشتيد؟
ما سر صحنه قبل از اينكه هر سكانس ضبط شود، تمرين‌هايي انجام مي‌داديم ولي به هر حال همانطور كه اشاره كرديد، كار فشرده بود و زمان كمي داشتيم و اين فرصت كم هم مشكلات خاص خودش را به همراه دارد.
شما در دو سريال «مسافري از هند» و «پيامك از ديار باقي» حضور داشتيد. آيا مي‌توانيد بين بازي در اين دو سريال مقايسه‌اي داشته باشيد؟
احساس مي‌كنم اصلاً قابل مقايسه نيستند. «پيامك از ديار باقي» يك كار دسته جمعي بود كه همه بازيگران به اندازه هم نقش داشتند و در واقع هر كدام در جاي خودشان بودند اما در سريال «مسافري از هند» محور اصلي شخصيت سيتا بود. نقشم كاملاً متفاوت با نقش شيرين «پيامك از ديار باقي» بود.
جالب‌ترين و سخت‌ترين سكانس‌هايي كه در اين مجموعه بازي كرديد، كدام بودند؟
سخت‌ترين سكانس صحنه گورستان بود. به‌خاطر موقعيتي كه گورستان داشت، كار يك مقدار سخت بود اما در مورد جالب‌ترين سكانس مي‌توانم بگويم تمام سكانس‌ها برايم جالب و دوست‌داشتني بود.
شما چند سالي در ايران نبوديد. چه انگيزه‌اي باعث شد در حضور مجددتان در عرصه بازيگري با يك سريال تلويزيوني به فعاليت‌تان ادامه دهيد؟
«پيامك از ديار باقي» اولين كارم بعد از برگشتنم نبود. اول به سراغ سينما رفتم و بعد تلويزيون. اولين كارم فيلم سينمايي «يك اشتباه كوچولو» بود و بعد از آن «پيامك از ديار باقي» را كار كردم كه البته فيلم «يك اشتباه كوچولو» هنوز اكران نشده است.
ترجيح مي‌دهيد در كدام عرصه بيشتر فعاليت داشته باشيد، تلويزيون، سينما يا تئاتر؟
برايم خيلي فرق نمي‌كند. هر كدام كه بهتر باشد، همان را انتخاب مي‌كنم.
برنامه‌ريزي كاري براي سال 87 كرده‌ايد؟
بله، فكر مي‌كنم سال شلوغي را پيش‌رو داشته باشم.
خيلي از بازيگرها در كنار بازيگري به مشاغل ديگري مثل نويسندگي، طراحي صحنه، لباس، گريم و ... روي آوردند. دغدغه شما بعد از بازيگري چيست؟
من فقط بازيگري را دوست دارم و حداقل تا الان رشته‌هاي ديگر سينما برايم جذابيتي نداشته است.
چقدر از راهي كه تا امروز در تلويزيون يا سينما طي كرديد، راضي هستيد و خودتان را در چه جايگاهي مي‌بينيد؟
من از راهي كه طي كردم خيلي راضي هستم و فكر مي‌كنم تا امروز آهسته آهسته به جلو آمدم و از كوچك به بزرگ رسيدم و امروز در جايي هستم كه بايد باشم.



[ تاریخ ارسال مطلب: یکشنبه، 1 اردیبهشتماه 1387 ] [ منبع خبر ] [ نسخه چاپي اين مطلب ] [ تعداد بازدید : 97 ]



مجله خانوادگي:
آموزش آشپزی بهداشت و نگهداری مواد غذایی خانه و خانه داری ازدواج و خانواده آرايش و زيبایی مد و روشهای زندگی تناسب اندام و رژيم غذايي بهداشت و سلامتي

تخصصی:
اسرار موفقيت مديريت و برنامه ریزی کسب و کار و تجارت فرهنگ، ادب و هنر دنياي پزشکي و بيماريها نکات جالب روانشناسی جامعه و زندگي اجتماعي ترفندهای کامپيوتر و اينترنت دنیای گوشیهای موبایل

سرگرمی:
دنیای طنز و خنده گالری عکس بازیگران هالیوود گالری عکس بازیگران هندی گالری عکس خوانندگان عربی گالری عکس بازیگران ایرانی گالری عکس ایران تصاوير ديدني گالری عکس انواع ماشين وبگردي و لينکدوني بازیهاي آنلاين فلش فال و طالع بيني کليپهای تصويري نوا نمای ترانه های فارسی بخش موسيقی و ترانه موسیقی آنلاین ایرانی دانلود جديدترين نرم افزارهای روز دنیای سينما و سينما گران تازه های فناوری اطلاعات و ارتباطات مطالب گوناگون و جالب

وب سایت بیرتک:
درباره بيرتک ارتباط با بيرتک تبليغات در بيرتک وبلاگ بیرتک انجمنهای گفتگوی بيرتک خدمات وب بيرتک لینک به بيرتک دایرکتوری وبسایتهای فارسی بیرتک

Google
site statistics
 
 
 
 

کلیه حقوق برای بیرتک محفوظ است.استفاده از مطالب سایت فقط با ذکر منبع مجاز می باشد.

Azeri Blog | Turk Blog